برچسب:
نویسنده: پرنیا اسماعیلی
شاید روزی کنارت بنشینم
باهزار هزار راز شکسته در دهانم
و با فریادی از رگ های سیاهم
آوار شوم در عمق نگاهت
بسوزانی دست هایم را
با همان ردو خط های وحشی صدایت
و تو چه می دانی که ساحل چشمانت
زیرپای قلبم لیز خورده
بی دل
برچسب:
نویسنده: پرنیا اسماعیلی
داشته هایمان را
بی تفاوت می گذریم
خواسته هایمان را
غلیظ می نویسیم
اما افسوس حتی نگاهی به قامتمان نمی کنیم
کوته فکران پرتوقعیم
و میان هزارهزار خواسته گم شده ایم
محدود شده ایم به یک اتاق کوچک با شش آیینه
ودرست درهمین لحظه
ترک میخورد داشته هایمان
بی دل
برچسب:
نویسنده: پرنیا اسماعیلی
برچسب:
نویسنده: پرنیا اسماعیلی